خرید بک لینک
اسكو  ( اذربايجان شرقي )

جمعیت : 16140
کد تلفن : 412
درجه شهرداری : 6
تلفن شهرداری : ٣٢٢۵۵٧٩
شهردار : مير صادق حمامي
سایت شهرداری : www.oskucity.ir
 

اُسکو یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی و مرکز شهرستان اسکو می باشد.این شهر در ناحیهٔ غربی استان و در نزدیکی دریاچه ارومیه واقع شده است و از آب و هوای نسبتاً مناسبی بهره مند گشته است. شهر اسکو در میان باغات مختلفی به وجود آمده است و منظرهٔ این شهر از کوه های مجاور این واقعیت را اثبات می کند که اسکو یکی از باغ شهرهای ایران می باشد. جمعیت این شهر در سال ۱۳۸۵ خورشیدی بالغ بر ۱۶٬۱۴۰ نفر بوده است که از این جهت پانزدهمین شهر پرجمعیت استان آذربایجان شرقی محسوب می گردد.اسکو در ۳۳ کیلومتری جنوب غرب تبریز واقع شده است. 

پیشینه
اسکو یکی از قدیمی ترین شهرهای آذربایجان است. قدیمی ترین منبعی که در آن از اسکو نام برده شده است، کتیبه ای است مربوط به حدود ۸۰۰ سال پیش از میلاد مسیح که در لشکرکشی پادشاه آشور نوشته شده است. در این کتیبه به وجود قلعه ای پیرامون شهر اشاره شده که در حملهٔ سپاه آشور به همراه یک صد و یازده روستای دیگر به آتش کشیده شده است.
 

مردم
ساکنان شهر اسکو از نژاد ترک آذربایجانی بوده و به زبان ترکی آذربایجانی سخن می گویند. دین ساکنان این شهر اسلام و مذهب آنان شیعه دوازده امامی می باشد.
جمعیت اسکو برپایهٔ سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۸۵ خورشیدی بالغ بر ۱۶٬۱۴۰ نفر بوده است که از این تعداد ۸٬۰۴۰ نفر مرد و ۸٬۱۰۰ نفر زن بوده اند. همچنین تعداد خانوارهای این شهر، ۴٬۹۲۸ خانوار بوده است. براساس همین سرشماری از مجموع ۱۶٬۱۴۰ نفر جمعیت ساکن اسکو، ۱۲٬۷۸۴ نفر باسواد و ۲٬۰۴۹ نفر بی سواد بوده اند.

 
آق كند  ( اذربايجان شرقي )

جمعیت : 2029
کد تلفن : 424
درجه شهرداری : 1
تلفن شهرداری : ۵٢٢٢١٣٧
شهردار : سعيد ديني
 

آق کند یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی است که در بخش کاغذکنان شهرستان میانه واقع شده است. این شهر مرکز بخش کاغذکنان است. 

 
بخشايش  ( اذربايجان شرقي )

جمعیت : 5758
کد تلفن : 432
درجه شهرداری : 3
تلفن شهرداری : ۶٣۴٢٣٠٧
شهردار : علاالدين صدري
 

بخشایش  یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی است که در بخش مرکزی شهرستان هریس واقع شده است. جمعیت این شهر، طبق سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال 1385 خورشیدی، بالغ بر ۵٬۷۵۲ نفر می باشد که از این جهت، سومین شهر پرجمعیت شهرستان هریس و سی و چهارمین شهر پرجمعیت استان آذربایجان شرقی محسوب می شود.
زبان
زبان مردم بخشایش، همانند سایر اهالی شهرستان هریس و استان آذربایجان شرقی، ترکی آذربایجانی است که در میان مردم به لهجهٔ محلی بخشایش تلکم می شود.
 يكي از شهرهاي استان آذربايجان شرقي در حوزه فرمانداري شهرستان هريس، بخشايش مي باشد كه در فاصله 80 كيلومتري مركز استان تبريز و 37 كيلومتري شهرستان بستان آباد واقع شده است. بخشايش در منطقه جلگه اي بنا شده و داراي آب و هواي كوهستاني با تابستانهاي گرم و زمستانهاي سرد و طولاني است. خاك حاصلخيز بخشايش براي توليد غلات بسيار مساعد است.  اين شهر در بين دو رودخانه معروف آذربايجان موسوم به «اوجان چاي» و «آجي چاي» قرار گرفته است رودخانه اوجان كه از ارتفاعات سهند شمالي سرچشمه مي گيرد پس از طي مسافتي در نزديكي اين شهر وارد آجي چاي مي شود و بخشايش را مي توان به عنوان محل تلاقي اين دو رود معروف شناخت. به علت وجود طبقات نمكي در اراضي مجاور بخشايش آب آجي چاي در اين منطقه تلخ و غير قابل استفاده كشاورزي و غير مناسب براي شرب انساني است.  همسايگان بخشايش:  بخشايش از طرف شمال با روستاي بزرگ اربطان، از طرف جنوب با تازه كند و اشتلق سفلي و عليا، از سمت غرب با بخش نو و جانقور و از سمت شرق با شهر كلوانق همسايه مي باشد. بخشايش به عنوان مركز روستاهاي فوق الذكر از شهرت و اعتبار خاصي برخوردار مي باشد و اين روستاها از لحاظ امور اقتصادي، اداري و خدماتي از طريق بخشايش تأمين و سرويس دهي مي گردند.   جمعيت بخشايش:  بخشايش در حدود 25000 نفر جمعيت دارد كه حدود 10000 نفر آن در بخشايش و 15000 نفر آن در مراكز تهران، تبريز، كرج، قم و ... زندگي مي كنند كه نوعاً با زادگاه خود در رفت و آمد و ارتباط دائمي مي باشند و اگر در پاره اي از منابع خارجي نفوس بخشايش را 15000 نفر معرفي كرده اند شايد بر اين اساس بوده باشد. بخشايش در وضعيت كنوني از شهرهاي تابع حوزه فرمانداري هريس مي باشد و بزرگترين و پرجمعيت ترين آبادي آن فرمانداري به شمار مي رود، كه شايد از نظر نفوس كمتر از خود مركز فرمانداري نباشد.   وضعيت اجتماعي:  بخشايش را با توجه به بافت اعتقادي و مذهبي اش، مي توان يكي از شهرهاي مذهبي ناميد. در اين شهر، تمام آداب و رسوم و سنن مردم به مذهب و اعتقادات ديني آنان باز مي گردد. اين آبادي با توجه به موقعيت جغرافيايي خاصي كه دارد و در آخر نقشه جغرافيايي آذربايجان و در يك منطقه بن بست قرار گرفته است، از اين رو يك نوع انزواي اجتماعي و فرهنگي بر آن منطقه حاكم بوده و مردم آن نوعاً نتوانسته اند همگام با پيشرفتهاي جامعه شهري از پيشرفت لازم برخوردار شوند. حاكميت ارباب و رعيتي قرون وسطايي با شديدترين روشهاي استبدادي خود، بر افكار و انديشه هاي مردم اين منطقه سايه افكنده است، به حدي كه برخي گفته اند پس از الغاي سيستم ارباب و رعيتي خشن، بازهم رعايايي بودند كه چندين سال بعد از آن تاريخ، عايدات مالكانه هر ساله را به نمايندگان آنان به صورت پنهاني مي پرداخته اند.    بخشايش و همسايگان مجاور آن، به علت انزوا و دور بودن از شريانهاي ارتباطي كشور و دور افتادن آنها از مراكز فرهنگي شهري، از نعمت سواد و دانش تا پيروزي انقلاب اسلامي نوعاً محروم بوده اند. در اثر اين محروميت و در پي اين عارضه مهم اجتماعي، از تعدادي از حقوق اجتماعي و سياسي خود محروم مانده اند، به حدي كه تا اين اواخر پديده هاي تمدن مانند برق و تلفن و آسفالت و بهداشت عمومي و آب شهري در آنجاها وجود نداشت.  مردم بخشايش و حومه در حركت اسلامي و انقلابي كه به رهبري امام بزرگوار و مراجع عاليقدر تقليد شروع گرديد، همراهي و همكاري كامل نمودند. آنان با تمام وجود به حكم وظيفه ديني و اعتقادي پشت سر مراجع تقليد حركت نموده و در اين راه از بذل مال و امكانات مادي و از بذل جان و نفس و روان دريغ نداشته اند. چه اعياد و نوروزهايي را به حكم وظيفه ديني و فرمان مراجع به عزاداري و سوگواري پرداختند، و چه راهپيمايي ها و تظاهراتي كه در مقابل چشمان تيزبين ساواك و سازمان مخوف دستگاه جبار ستمشاهي انجام دادند و هرگز به جان و مال خويش نيانديشيدند. تا اينكه در جشن پيروزي انقلاب اسلامي، حضور شادمانه پيدا كردند.  مردم بخشايش با پيروزي انقلاب اسلامي به برخي از منويات و خواسته هاي قلبي خويش نايل آمدند، ولي هنوز بسياري از مسائل و مشكلات آنان پابرجاست و در انتظار ايامي هستند كه به بركت حاكميت عدل اسلامي و الهي، به آن خواسته ها و اميال نايل آيند، كه بخشي از آن خواسته ها، ريشه كن شدن خودسري ها، حاكميت قانون الهي، از بين رفتن بيسواديها در تمام منطقه، تعميم عدالت اجتماعي و اقتصادي، ايجاد اشتغال براي جوانان، تامين خواسته هاي واقعي كشاورزان، تسهيل امور ازدواج جوانان و ... مي باشد.  تحولات فرهنگي و فعاليتهاي آموزشي و تربيتي كه اخيراً در آن نقطه و مناطق هم جوار آن از طريق روحانيون متعهد و آموزگاران دردمند و جوانان پرذوق و احساس آغاز گرديده است، نويد بخش تغييرات و تحولات بنيادي است كه تمام منطقه، از آن ميان بخشايش را در برمي گيرد. ولي برخي از رسوبات باقي مانده از دوران طاغوت، از مهم ترين موانع پيشرفت و ارتقاي زندگي مادي و معنوي مردم آن سامان به شمار مي رود كه با حسن تدبير از بين رفتني هستند.  موقعيت اقتصادي:  «بخشايش» يكي از مراكز مهم توليد قالي مي باشد و فرشهاي آن پس از هريس، از شهرت مطلوبي برخوردار مي باشند. در اواسط قرن نوزدهم، قالي ايران به تدريج جاي خود را در كشورهاي خارجي مغرب زمين باز كرد. بازرگانان تبريزي شعبه اي در استانبول داشتند و كار اصلي آنها خريد مصنوعات كشورهاي اروپائي و فرستادن آنها به ايران بود. در شهرها و مناطق مهم ايران نيز نمايندگاني داشتند كه قاليها را جمع آوري كرده و به خارج مي فرستادند. مناطق مهمي كه قاليهاي آنها بيشتر صادر مي شد، عبارت بود از: آذربايجان، كرمان، مشهد، كاشان و ... . منظور از آذربايجان، بيشتر قاليهاي شهر تبريز و ناحيه هريس بود.  ناحيه هريس: در چهل ميلي شرق تبريز، يكي از جالب توجه ترين و بكر ترين نواحي بافندگي ايران واقع گرديده است، كه آن را ناحيه هريس يا گوراوان، مهربان و بخشايش هم مي نامند. قاليهايي را كه نام روستاها و شهرهاي سابق الذكر و ساير روستاها بر آن اطلاق شده، هر روز براي داد وستد به بازار تبريز مي آوردند. بعضي از اين نامها در كشورهاي مغرب زمين نيز متداول است و مورد استعمال دارد. لكن در بين اين سي و چند روستا كه ناحيه را تشكيل مي دهد، هريس بزرگترين و مهمترين آنها محسوب مي شود و بهترين قالي از نظر ثبات رنگ و نقشه را تهيه مي كند. آب و هواي معتدل، كوهستاني بودن منطقه و ساير اختصاصات طبيعي و جغرافيايي، ناحيه را براي كشاورزي و دامداري مستعد ساخته و فرآورده هاي دامي، مردم هنردوست و صنعتگر آن را به جانب صنايع دستي، بويژه هنرهاي دستي از جمله فرشبافي سوق داده است.   سابقه صنعت قالي بافي در بخشايش از ساير روستاهاي ناحيه بيشتر است. اغلب طرحهاي بافته شده در بخشايش، هراتي است و بيشتر مايه هاي زيبايي از آبي يا نخودي و يا ارغواني روشن دارند. چنانچه سراندازه هاي نخودي رنگ را از نزديك مورد معاينه قرار دهيم، ثابت خواهد شد كه رنگ اصلي آنها قرمز بوده كه با گذشت زمان اكسيده شده و به اين رنگ درآمده است.  تجار آذربايجان مي دانستند كه كشورهاي مغرب زمين به جاي تخته هاي باريك و دراز با طرحهاي تكراري، كه تا آن زمان در روستاها تهيه مي گرديد، خواستار قاليهايي هستند كه با طرح ترنج بافته شده باشد. بنابراين ضروري به نظر مي رسيد كه يكي از تجار متهور آن منطقه طرحي از طرحهاي معمول گردان يعني طرح لچك ترنج را به گوراوان يا بخشايش و يا هريس بفرستد و مشاهده كنند كه قاليبافان روستايي چگونه از آن استفاده مي كنند. آنچه انتظار مي رفت، به وقوع پيوست، يعني قاليبافان اين ناحيه روستايي، اين طرح را به طرح شكسته تبديل كردند. يعني آن را به صورت خط عمودي و افقي و اريب 45 درجه درآوردند. تمايل قاليبافان ناحيه هريس به تغيير خطوط منحني به مستقيم يا تبديل طرح گردان به شكسته را امروز مي توان در هر يك از روستاها مشاهده كرد.  در بخشايش نيز فرشهايي مشابه با هريس، منتها در بافت خشن تر و تراكم كمتر، اغلب در اشكال شبه چهارگوش و با رنگهاي كلاسيك منطقه كه نسبت به گذشته تا حدودي ملايم تر شده اند بافته مي شوند.  طرح و نقشه قاليهاي ناحيه هريس، معمولاً لچك و ترنج است كه در اصطلاح محلي به آن «گوشه گوبك» مي گويند. حاشيه معروف به «توسباغا» يا «بالوق شاماما» و يا «سماوري» نيز از جمله حواشي متداول و رايج است. نقشه «قاچ خاتون» يا «داش خاتون» با ترنجي كف ساده و حاج عظيمي با ترنجي لوزي و صمدخاني با ترنجي مدور و نوعي اسليمي و افشان كه هر دو با طرحهاي اسليمي و افشان شهري متفاوتند و بالاخره نقشه تاجري از جمله مهمترين نقشه هاي متداولند.      
بخشايش از نظر توليد كناره هاي زيبا و دلفريب، كه بازي رنگهايي با مايه هاي آبي و قرمز نخودي و آجري آنها را از زيبايي خاصي برخوردار مي سازد، در بين مناطق حوزه هريس داراي مرتبه اي والاست. نقشهاي بزرگ گياهي كه از نقشهاي هريس الهام گرفته اند بر خلاف توليدات سراب، در سرتاسر متن تكرار مي شوند. تار و پود تمام قاليهاي هريس و گوراوان، مهربان و بخشايش از پنبه است و نخها اصولاً زمخت هستند. در بعضي قاليچه ها مثل قاليچه هاي بيلوردي، به طور استثنا به جاي يك پود، دو پود از بالاي رديف گره ها مي گذرد: يكي كشيده و پنهان و ديگري به رنگ آبي كه از پشت قالي قابل رويت است.  تراكم گره حاكم بر منطقه ترك باف از 600 تا 1000 گره در دسي متر مربع مي رسد. در برخي از قاليچه ها كه از سفتي و زمختي بيشتري برخوردارند، اين تعداد گره از 1000 تا 1500 گره در دسي متر مربع در تغيير است. قاليبافان اين مناطق بر حسب عادت به هنگام چيدن پرز آنها را بلندتر مي چينند و به اصطلاح آنها را پرگوشت مي گيرند. درشت بافي و زمختي از صفات ظاهري و مشخصه فرشهاي هريس، گوراوان، مهربان و بخشايش است.  بافت گليم و قاليچه نيز در زمانهاي سابق معمول بوده كه كم كم كنار گذاشته شده و جاي خود را به فرش داده است. آن زمان قاليچه هايي بافته مي شد در قطعهاي خيلي بزرگ 3.5 *2.5 متر و 4*3 متر و كناره هاي 3*1 ذرع و 4*1 ذرع با رج بين 18 تا 25 گره. 

 
باسمنج  ( اذربايجان شرقي )

جمعیت : 10736
نام های قدیمی : اوسبنج - وهوسفنج - فهوسفنج - اسفنج
کد تلفن : 411
درجه شهرداری : 5
تلفن شهرداری : 6342015
شهردار : ايرج شهين باهر
 

باسمِنْج یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی است که در بخش مرکزی شهرستان تبریز واقع شده است. این شهر در ۱۰ کیلومتری جنوب شرق کلان شهر تبریز قرار گرفته است.
جمعیت شهر باسمنج، بر اساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۸۵ خورشیدی، ۱۰٬۷۳۶ نفر بوده است، که از این جهت، بیست و یکمین شهر پرجمعیت استان آذربایجان شرقی محسوب می شود.

وجه تسمیه
از قرن هشتم به بعد، واژهٔ باسمنج به صورت های «اوسبنج»، «وهوسفنج»، «فهوسفنج»، «اسفنج»، در بعضی متون دیده می شود.
به نوشتهٔ رشیدالدین فضل الله، در دورهٔ او، قریهٔ اوسبنج مشهور به« ترک دیه»، از دیه های ناحیهٔ مهران رود شمرده می شد و حدودش متصل به شارع خراسان و به اراضی زرنق و شادباد علیا و شارع قریهٔ مرده ناب و فتح آباد بود.در یکی از قباله های مانده از 987، از همنام آن، مزرعه یا ده «اُسفنج» در ناحیهٔ بروانان (در مسیر جادهٔ قدیمی (میانه-بستان آباد-تبریز) نام برده شده است.در منابع تاریخی دورهٔ صفویه نیز نام فهوسفنج آمده است. به نوشتهٔ اسکندرمنشی در 989 هجری، سلطان محمد خوارزمشاه از سعیدآباد کوچ کرد و وارد فهوسفنج شد.
در زمان سلطان محمد خوارزمشاه، در جنگ میان قزلباش ها و سپاهیان عثمانی، در کنار رود فهوسفنج، عثمانی ها شکست خوردند و عقب نشینی کردند.شاه عباس یکم که در 998، بر اثر صلح با عثمانی، قسمت هایی از آذربایجان و شیروان و بنادر دریای خزر و کردستان و لرستان، یعنی متصرفات عثمانی ها در فاصلهٔ سال های 985 و 998 را به آن دولت واگذار کرده بود، در 1012، برای بازپس گرفتن آذربایجان از عثمانی ها، پیش از ورود به تبریز و پس از اقامت در کاروانسرای شبلی، وارد فهوسفنج شد.در 1027 هجری، قوای عثمانی به سرداری «خلیل پاشا»، شهر تبریز و در پی آن، قریهٔ فهوسفنج را تسخیر نمودند.
در جنگ های ایران و روس در زمان فتح علی شاه قاجار، قشون روس، پیش از معاهدهٔ ترکمانچای، باسمنج را تصرف کرند، ولی پس از مدتی عقب نشست. به نوشتهٔ اعتمادالسلطنه، در 19 شوال 1264 هجری، ناصرالدین شاه قاجار با اردویی مرکب از 10٬000 نفر از شهر تبریز بیرون آمد و وارد باسمنج و در سفر به اروپا (از راه میانه-ترکمانچای-باسمنج) وارد شهر تبریز شد.
به نوشتهٔ «عبدالعلی ادیب الملک»، در دورهٔ ناصری، باسمنج یک حمام و دو مسجد و هفت خانوار رعیت و ده دکان داشت و مالیات دیوانی آن به 160 تومان می رسید.باسمنج در جریان جنگ های انقلاب مشروطیت و لشکرکشی قوای دولتی به آذربایجان، به لحاظ موضع سوق الجیشی، مدتی مقر حکم فرمایی عین الدوله بود و میان قوای ستارخان و قشون دولتی، بارها در آن جا زدوخورد روی داد. باسمنج بعدها مرکز بلوک مهران رود و جادهٔ تبریز به بستان آباد از وسط آن می گذشت.

مردم
در گذشته، کشاورزی و دامداری از کارهای پررونق و سودآور مردم این شهر محسوب می شد که در ۳۰ سال اخیر، به علت تأمین آب مشروب شهر تبریز از سفره های زیرزمینی منطقهٔ باسمنج، این مشاغل رونق خود را از دست داده اند. امروزه عدهٔ کثیری از اهالی این شهر، در کارخانجات صنعتی شهر تبریز فعال هستند و کارهای قدیمی از رونق افتاده اند.

گردشگری
به خاطر سرسبزی و وجود چشم اندازهای زیبای طبیعی در کناره های رودخانه مهران رود، در محور باسمنج به روستای سفیده خان و آب وهوای لطیف منطقه و همچنین نزدیک بودن این شهر به مرکز استان، در سال های اخیر این منطقه از نظر گردشگری اهمیت خاصی پیدا کرده است، به طوری که در چند سال گذشته ساخت و ساز ویلاها و سایر مکان های تفریحی در کناره های رودخانه مهران رود چند برابر شده است. همچنین در روزهای تعطیل، این شهر پذیرای عدهٔ زیادی از اهالی شهر تبریز است.

توسعه شهر
به منظور اسکان سرریز جمعیت کلان شهر تبریز و تصمیم مسئولان امر برای احداث شهرک های مسکونی از جمله شهرک های شهرک آذران، شهرک خاوران و شهرک مهران شهر در مابین حوزهٔ استحفاظی شهرداری های تبریز و باسمنج، بر اهمیت این شهر افزوده شده است. چرا که با شروع ساخت وساز در این ۳ شهرک، شهر باسمنج به مرکز استان آذربایجان شرقی متصل خواهد شد و به عنوان منطقهٔ ۹ شهرداری تبریز شناخته خواهد شد. ولی به دلیل برخی مشکلات، از جمله طرح تبدیل شهر باسمنج به مرکز بخش، مجوز ساخت وساز در این شهرک های ۳گانه از سوی مقامات استانی و کشوری صادر نمی شود.

رونق شهر
قبل از احداث جادهٔ جدید تبریز - تهران، راه تهران از داخل این شهر می گذشت که رونق خوبی هم به شهر داده بود. ولی پس از به راه افتادن جادهٔ جدید، شهر باسمنج از توسعه مطلوب بازمانده است. ولی پیش بینی می شود با افتتاح آزادراه تبریز - زنجان - تهران که از حاشیهٔ جنوبی این شهر می گذرد، شهر باسمنج بار دیگر از رونق خوبی برخوردار شود.

محصولات
خیار باسمنج از نظر طعم و مزه بهترین خیار تولید کشور محسوب می شود که در گذشته قسمت عمدهٔ آن به خیارشور تبدیل می شد. ولی در سال های اخیر به علت کاهش شدید تولید، بیشتر به صورت خیار سبز روانهٔ بازار مصرف می شود. «خیارشور باسمنج» و «پنیر لیقوان» از مهم ترین محصولات تولیدی و تجاری این منطقه می باشد.
 

ايلخچي  ( اذربايجان شرقي )

جمعیت : 13985
کد تلفن : 412
درجه شهرداری : 5
تلفن شهرداری : ٣٣٢٢٢٢٠
شهردار : سيد رضا هاشمي
 

ایلخچی یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی است که در بخش ایلخچی شهرستان اسکو واقع شده است. این شهر در ۲۵ کیلومتری جنوب غرب کلان شهر تبریز قرار گرفته است.
جمعیت این شهر، براساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۸۵ خورشیدی، ۱۳٬۹۲۷ نفر بوده است، که از این جهت، شانزدهمین شهر پرجمعیت استان آذربایجان شرقی محسوب می شود.

مردم
طبق سرشماری سال ۱۳۸۵ خورشیدی، از مجموع ۱۳٬۸۲۷ نفر جمعیت ایلخچی، ۷٬۱۵۲ نفر مرد و ۶٬۷۷۵ نفر زن بوده اند که در ۴٬۰۱۴ خانوار ساکن این شهر بوده اند. هم چنین ۷۷ درصد از مردم باسواد و ۲۳ درصد بی سواد بوده اند.

اقتصاد
دراین شهر علاوه بر بانک های دولتی مؤسسات قرض الحسنه فعالیت چشم گیری دارند که از جمله صندوق قرض الحسنه الغدیر و صاحب الزمان از فعال ترین آن ها می باشد. ضمناٌ دانشگاه پیام نور نیز از اول مهر ۱۳۸۶ فعالیت خود را با پذیرش دانشجو شروع کرده است با وجود مراکز دانشگاهی و مؤسسات اقتصادی سرعت توسعه این شهر سریع تر گشته است و همچنیین کارخانه های صنعتی در اطراف این شهر، از جمله کارخانه ایران خودرو نیز وجود دارد. شهر ایلخچی علاوه بر قرار گرفتن در جاده ترانزیتی شاهرگ اتصال استان های کردستان و آذربایجان غربی به وسیله بزرگراه شهید کلانتری که از وسط دریاچه اورمیه می گذرد به استان آذربایجان غربی متصل می باشد. هچنین به وسیله ایستگاه زارعی که در ۳ کیلومتری شهر ایلخچی قرار گرفته به شبکه راه آهن سراسری کشور دسترسی دارد.

 
اهر  ( اذربايجان شرقي )

جمعیت : 86760
نام های قدیمی : ميمد
کد تلفن : 426
درجه شهرداری : 8
تلفن شهرداری : ٢٢٢٢۶۶۶
شهردار : عباس عادلي شهير
سایت شهرداری : www.e-ahar.ir
 

اهر یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی و مرکز شهرستان اهر است. این شهر با ۸۵٬۷۸۲ نفر جمعیت در سال ۱۳۸۵ به عنوان پنجمین شهر پرجمعیت استان آذربایجان شرقی پس از شهرهای تبریز، مراغه، مرند و میانه مطرح می گردد. شهر اهر بزرگ ترین شهر منطقهٔ ارسباران است و به عنوان مرکز این منطقه شناخته می شود.

جغرافیا
شهر اهر در مرکز منطقهٔ سرسبز و خوش آب و هوای ارسباران و در فضایی به وسعت ۱۵ کیلومتر مربع گسترده شده است و به همین دلیل، از آب و هوایی خوش بهره مند گشته است. ارتفاع این شهر از سطح دریا، ۱۳۴۱ متر می باشد. شهر اهر در ۸۹ کیلومتری شمال شرقی تبریز و ۷۶۵ کیلومتری شمال غربی تهران واقع شده است.

مردم
ساکنان شهر اهر، همانند اهالی سایر شهرها و روستاهای استان آذربایجان شرقی، به زبان ترکی آذربایجانی سخن می گویند. شغل اصلی آنان، باغداری، دامداری و کشاورزی است. البته به دلیل تأسیس ادارات گوناگون دولتی و خصوصی در این شهر، عده ای نیز به کار در این گونه مراکز مشغولند. طبق سرشماری سال ۱۳۸۵ خورشیدی، جمعیت این شهر بالغ بر ۸۵٬۷۸۲ نفر بوده است که از این تعداد ۴۲٬۷۹۶ نفر مرد و ۴۲٬۹۸۶ نفر زن بوده اند. همچنین تعداد خانوارهای این شهر، ۲۰٬۸۴۴ خانوار بوده است.

وجه تسمیه
در دوران پیش از اسلام، این شهر با نام «میمد» خوانده می شد که پس از ورود اسلام به ایران، نام آن به اهر تغییر پیدا کرد. معنای لغوی واژهٔ اهر در زبان عربی، گیاه زبان گنجشک است که به احتمال زیاد به دلیل فراوانی این گیاه در این منطقه به این نام، خوانده شده است.

محله ها
درگذشته، مجموعه شهر اهر از سه محله تشکیل می شده است: کوی سادات لو، کوی نخجوان لو و کوی باغبان لو. هر سه محله مسکونی بوده و در حدفاصل آن ها باغات انبوهی وجود داشته است. آب شهر از چند قنات تأمین می شده که در محله های مختلف شهر مانند قنات محلهٔ چلب وردی وجود داشته است. امروزه تقریباً همه آن ها از بین رفته است.

 

برچسب: نویسنده: علی قیامی تاريخ: يکشنبه 27 اسفند 1391 ساعت: 1:50

صفحه بندی